دلم گرفته ای خدااااااااا{♥یافاطمه زهرا♥}

Ҳ̸ҳҲҲ̸ҳҲبه نام خداوندي که داشتن اوجبران همه نداشته هاي من است.مي ستايمش،چون لايق ستايش استҲ̸ҳҲҲ̸ҳҲ


 به سراغ من اگر می آیید:نرم اهسته بیایید...

مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!!



وقتی"مجازی"دل بستی

"مجازی" وابسته شدی

و "مجازی" منتظر روزی باش که ...

"واقعی" دل بکنی

"واقعی" بُـغض کنی

و "واقعی"اشک بریزی و خاکستر بشی..



19 Oct 2012 ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط ღღ نازنین زهرا ღღ :

سلام الان که دارم اینو مینویسم

ماکارونیم داره میپزه و یه طرف دیگه تلوزیون داره اشپزیه خودمونی رو ضبط میکنه از یه طرف خواهرزادم داره مشقاشو مینویسه منم.....

دلم خیلی گرفته قلبم داره درد میکنه به شدت

دوروز پیش دلم هوای مریم جونم رو کرده بود یکی از رفقام که دوسال ازمن کوچیکتربود شهریور عروسی کرد رفت خونه بخت روز دوشنبه سرماخوردم به شدت طوری که نه رفتم اروبیک فرداش نه پس فرداش خیاطی استراحت مطلق کردم

دیشب مریمی زنگ زد بهم احوال پرسی و که چراشوهرنمیکنی و حرفای ازاین قبیل گفت فردا میای اروبیک ببینمت

منم گفتم چی شد؟توکه میگفتی من تو خونم صبح زود دیگه بیدارنمیشم من مثل شماها بی مسئولیت نیستم وخخخخخخخخ کلی خندیدیم گفت بی خی دلم هواتو کرده گفتم باشه

امروز صبح رفتم اگه خبر مرگ خودم رومیدادن بیشترباورمیکردم چون از خودم سیرم ...ولی .....

نیم ساعت بعد مریم اومد خوش و بش چطوری وبوس واینا گفتم دیوونه چرا مثلا ادا درمیاوردی بعد عروسی نمیام واینا اخه دیشب بهش سپرده بودم عکس وفیلم ازخونش برام بیاره نگاه کنم

گفت باشه

بهش صبح گفتم کو عکسا ننداختی؟

گفت نمیدونی؟گفتم چی رو؟گفت دیگه خونه ای درکارنیست؟

گفتم برو بابا بازم بدقولی کردی خیلی بدی و

گفت دارم طلاق میگیریم وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای انگاری یه سطل داغ انداختن روم

بروبابا مریمی شوخی میکنی بزارببینم انگشتراش تودستش نبود

جان من راست میگی؟

اخه چرا؟

و..............

خیلی نامردیه 40روز عروس خونش شد وبعد دعوای مادرشوهریو شوهرش و جادوکاری و ودراخر خیانت....

خیلی نامردیه حالم داره بهم میخوره از صبح نمیتونم حواسم و جمع کنم مامانم میگه شاید مصلحتش اینه ناراحت نشو ولی .................

حرفی ندارم برا گفتن 1میلیار مهریش هست میگه تا خرخره ازش میگیرم

میگه تویه شب همه عشقم و علاقم دود شد رفت هوا

ازاولش این ازدواج غلط بود 13سال فاصله سنی داشتن پسره نتونست 1سال روی دیگش روپنهون کنه میگه امسال اولین سال یلداش بود مامانش رفته بازار هندونه های تزیینی رودیده کم مونده بود غش کنه از غصه

بهش میگم غصه نخور پسره خیلی پرروئه خیلی .......

نمیدونم شاید اینجا نوشتم کمی ارومم از دوستانی که نتونستم تاحالا بهشون سربزنم شرمنده

اقا وهید تولدت رو تبریک میگم امیدوارم 120سال عمر کنی شرمنده نشد زود بیام

18 Dec 2014 ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط ღღ نازنین زهرا ღღ :

 

 

"یتیمی درد بی درمان..." نخوانید

"یتیمی خواری دوران..." نخوانید

" الهی طفل بی بابا نباشد"

کنار دختری گریان نخوانید

دوباره گریه اش میگیرد امشب

بیایید از غم هجران نخوانید

شب سوم شب خانم رقیه ست

به غیر از روضه ی ایشان نخوانید

تقاضا میکنم سربسته باشد

ز نامردی نامردان نخوانید

" رقیه جان " فقط مخصوص باباست

دگر او را به این عنوان نخوانید

زمین خورد از بلندی را بگویید

ولی از تاول سوزان نخوانید

خبر داریم پهلویش شکسته

مقاتل را برایمان نخوانید

اگر از روسری پاره گفتید

محبت کرده بیش از آن نخوانید

نگویید از سر بر روی نیزه

از آن زخم لب و دندان نخوانید

تنش پامال چکمه گشت اما

از آن غساله ی حیران نخوانید

بیایید امشبی را روضه خوان ها

" یتیمی درد بی درمان..." نخوانید

شاعر: عليرضا خاكساري

 

12 Dec 2014 ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط ღღ نازنین زهرا ღღ :


برچسبـهـ ـا : پست عارفانه
9 Dec 2014 ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط ღღ نازنین زهرا ღღ :

 

به نام خدا

سلام...حالتون نمیپرسم چون میدونم چه طوریه...

بله..مرتضی پاشایی رفت...پر کشید...خیلی ناراحتم خیلی...خیلی حالم بد بود

به خاطر همین الان اومدم پست بزارم...

فقط از خدا طلب عفو و امرزش میکنم براش...روحش قرین رحمت باد

چند دقیقه پیش اقای احسان علیخانی مجری ماه عسل با برنامه گلخانه تماس داشتن

و از روزای اخر و خاطراتی که با اقای پاشایی داشتن تعریف میکردن یه چیزی گفتن

که جیگرم اتیش گرفت...داغوون شدم

احسان علیخانی گفتن که شب تاسوعا پیش مرتضی بودم پاسپورتشو دیدم که

بلیط سفر به عراق و نجف داشت...دلش میخواست بره امام حسین علیه السلام...

وای خدایااااا...خدا صبر بده به خانوادش...انشاالله امام حسین علیه السلام

هم اون دنیا شفاعتشو بکنه...

این اتفاق تلخ رو اول از همه به خانواده ی اقای پاشایی و بعدم

به طرفدارانشون تسلیت میگم

جامعه ی هنری یکی از بهترین هاشو از دست داد...

ولی امشب دیگه مرتضی اروم میخوابه...بدون درد میخوابه...روحش شاد

یادش همیشه در قلب ما زنده است

تو به جای منم داری زجر می کشی

یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر قصه شدی

نذار خسته بشم نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم

واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیا

تو خوت می دونی من ازت چی می خوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم

محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیم

و تو یادم دادی عاشقیم رو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته

مگه جز تو کی سر نوشت و نوشته
تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی

یه غبار یخی یه ستاره سرد

یه شب از همه چی به خدا گله کرد
یک دفعه به خودش همه چی رو سپرد

دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد
نگران منی به قرصه دلم

تو کنار منی نمی ترسه دلم
بغلم کن ازم همه چیم رو بگیر

بذار گریه کنم پیش تو دل سیر
مگه میشه باشی و تنها بمونم

محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیم رو

تو یادم دادی عاشقیم رو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته

مگه جز تو کی سر نوشت و نوشته
تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی

 

 

خیلی ناراحت شدم خیلی به معنای واقعی....در بیمارستان بهمن.این جمعه جمعه ی خیلی سخت و گندیه!!!!

 

مرتضی ی عزیزم همیشه در قلب ما میمونی.

 

 

مرتضی  وصیت هم کرده است...خیلی خیلی و بسیار بسیار ناراحت شدم

 

وصیت نامه ی مرتضی پاشایی قبل از مرگش

 

 

 

خدایا روحش شاد...به خانواده ش صبر بده...

 

 

خانواده ی خاص تسلیت میگم....

 

خدا چطور دلش اومد؟؟دلم برات تنگ میشه مرتضی جان....مرتضی پاشایی این سیاره را ترک کرد

 

 

 

 

خدا بیامرزتش

 

روحــــــشــــــــ شـــــــــاد

 

 


✘ادامهـ مطلبـ✘
17 Nov 2014 ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط ღღ نازنین زهرا ღღ :




>