دلم گرفته ای خدااااااااا{♥یافاطمه زهرا♥}
Ҳ̸ҳҲҲ̸ҳҲبه نام خداوندي که داشتن اوجبران همه نداشته هاي من است.مي ستايمش،چون لايق ستايش استҲ̸ҳҲҲ̸ҳҲ

Home| Email | design |Profile


 به سراغ من اگر می آیید:نرم اهسته بیایید...

مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!!



وقتی"مجازی"دل بستی

"مجازی" وابسته شدی

و "مجازی" منتظر روزی باش که ...

"واقعی" دل بکنی

"واقعی" بُـغض کنی

و "واقعی"اشک بریزی و خاکستر بشی..



+ تاريخ 19 Oct 2012ساعت 6:51 بعد از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ





 

به نام خدا

سلام...حالتون نمیپرسم چون میدونم چه طوریه...

بله..مرتضی پاشایی رفت...پر کشید...خیلی ناراحتم خیلی...خیلی حالم بد بود

به خاطر همین الان اومدم پست بزارم...

فقط از خدا طلب عفو و امرزش میکنم براش...روحش قرین رحمت باد

چند دقیقه پیش اقای احسان علیخانی مجری ماه عسل با برنامه گلخانه تماس داشتن

و از روزای اخر و خاطراتی که با اقای پاشایی داشتن تعریف میکردن یه چیزی گفتن

که جیگرم اتیش گرفت...داغوون شدم

احسان علیخانی گفتن که شب تاسوعا پیش مرتضی بودم پاسپورتشو دیدم که

بلیط سفر به عراق و نجف داشت...دلش میخواست بره امام حسین علیه السلام...

وای خدایااااا...خدا صبر بده به خانوادش...انشاالله امام حسین علیه السلام

هم اون دنیا شفاعتشو بکنه...

این اتفاق تلخ رو اول از همه به خانواده ی اقای پاشایی و بعدم

به طرفدارانشون تسلیت میگم

جامعه ی هنری یکی از بهترین هاشو از دست داد...

ولی امشب دیگه مرتضی اروم میخوابه...بدون درد میخوابه...روحش شاد

یادش همیشه در قلب ما زنده است

تو به جای منم داری زجر می کشی

یکی عاشقته که تو عاشقشی
تو به جای منم پر قصه شدی

نذار خسته بشم نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم

واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیا

تو خوت می دونی من ازت چی می خوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم

محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیم

و تو یادم دادی عاشقیم رو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته

مگه جز تو کی سر نوشت و نوشته
تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی

یه غبار یخی یه ستاره سرد

یه شب از همه چی به خدا گله کرد
یک دفعه به خودش همه چی رو سپرد

دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد
نگران منی به قرصه دلم

تو کنار منی نمی ترسه دلم
بغلم کن ازم همه چیم رو بگیر

بذار گریه کنم پیش تو دل سیر
مگه میشه باشی و تنها بمونم

محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیم رو

تو یادم دادی عاشقیم رو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته

مگه جز تو کی سر نوشت و نوشته
تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی

 

 

خیلی ناراحت شدم خیلی به معنای واقعی....در بیمارستان بهمن.این جمعه جمعه ی خیلی سخت و گندیه!!!!

 

مرتضی ی عزیزم همیشه در قلب ما میمونی.

 

 

مرتضی  وصیت هم کرده است...خیلی خیلی و بسیار بسیار ناراحت شدم

 

وصیت نامه ی مرتضی پاشایی قبل از مرگش

 

 

 

خدایا روحش شاد...به خانواده ش صبر بده...

 

 

خانواده ی خاص تسلیت میگم....

 

خدا چطور دلش اومد؟؟دلم برات تنگ میشه مرتضی جان....مرتضی پاشایی این سیاره را ترک کرد

 

 

 

 

خدا بیامرزتش

 

روحــــــشــــــــ شـــــــــاد

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ 17 Nov 2014ساعت 11:25 قبل از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





+ تاريخ 11 Nov 2014ساعت 6:36 بعد از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





+سلام چندوقته نبودم ونیستم سرم گرمه خونه تکونی ومحرم گرم شده به خیاطی هم نمیرم

خیلی از دوستام گله میکردن که چقدر غم؟چقدر تلخ مینویسی همین سوال رومن از خدامیپرسم که چرا بس نیست؟چرا دوست نداری خدا من یکم بخندم؟چرا  ی دیگه و....

وقتی دلم پره کفر میگم خداخودش میدونه من هرکاری کنم هرچی بگم اخرش بنده بده خودشم

خیلی خدارودوست دارم درسته من قدرنشناسم ولی خداهم بعضی وقتا هوامو داره

خوب بگذریم قراره یه وب دیگه باز کنم ادرسش اینه وب تازه

ولی مصادف شد بامحرم یکم صبر میکنم تو این ادرس فقط پست طنزو خنده میزارم

ولی اولش میخواستم اینجارو تعطیل کنم ولی بعد وقتی دیدم با دلی که من دارم امکان نداره من فقط فقط طنز بنویسم پس دوتارو یه جا باهم اداره میکنم

خدا عمر بده تا شماهم راضی باشین

باورود محرم خیلی دلم خداخدا میخواد صبح نماز صبح وزیارت عاشورا تومسجد برگزاره البته با صبحانه

وشباهم دسته وشاه حسین که برگزاره

دیگه خبری نیست شجره نامه رونوشتم اوه خیلی سخته باید وقت اضافی داشته باشی تا بخونی خخخخخخخ

یاعلی التماس دعا

 

+ تاريخ 26 Oct 2014ساعت 9:19 بعد از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





 

 

خیلی ساده وشیک

 

اولین واخرین تولدوبم رو میگیرم

 

ممنون از تمامی دوستایی که

 

تااینجا کنارم بودند

 

تولدت مبارک وب غمگین من

 

 

 

+ تاريخ 16 Oct 2014ساعت 7:40 بعد از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





1391/07/24 تولد وبمه

یه تولد شیک میگیرم تا درش روتخته کنم برم یه وب دیگه

یه وب خاص فقط خنده و پراز دلنوشته برا کسایی که اینجا قراره بخونن

خیلی دوست دارم دوستام کنارم باشن ازهمشون دعوت میکنم بیان اون یکی وبم

دوست دارم کمکم کنین دنبال قالب روشن میگردم

یه اسم خاص هم میخوام بهم کمک میکنین؟

 

خیلی خودمم خستم از غم وبم خیلی گرفتست

به امید خدا شروع میکنم منتظرم باشین

عید غدیرتون مبارک کاش منم سید بودم

خدانگهدار

+ تاريخ 13 Oct 2014ساعت 12:29 بعد از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





 

جاتون خالی از شبکه دو دعای عرفه روخوندم کلیم گریه کردم خدامال همه روقبول کنه

 

عیدهمه مبارک

تو ادامه مطلب عکس گذاشتم بدون رمز برین ببینین

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ 6 Oct 2014ساعت 11:45 قبل از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





 

 

پاییـــــــز پاییـــــــز پاییــــــــز

پاییــــز را دوســــــــــــــت دارم

پاییـــز آغاز تمام عاشقانه هایم بود

آغاز بارانی ترین قـــدم زدن هایــــــــم

آغــــــــــاز گرمای دستانــــــــــــــــــت!!!

دستــــانی که آن روزها مال مـــــــن نبــــود 

دیگــــــــــــــــــــــــــه هم نیســـــــــــــــــت...

پاییــــــز بود که سبز شــــــــدم، شکفـــــــــــم!!!

پاییـــــز بود آن روزها که بیقــــــــــرارت بـــــــــــــــودم

مثـــــــــل حـــالا کـــــــــه دل تـنگـــــــــــت هستـــــــــم

پاییـــــــز بود میدانستـم می آیی و برایم آواز میشوی

حالا هـــــــــــــــــــم پاییـــــــــــــــــــز اســـــــــــت

و ایـــــــــن بـــــــــــار میدانم کـــــــه نمی آیی!!!

چه فرقی دارد حالا هم برایم شعر شــــدی!!!

پاییــــــــــــــــــــز را دوســـــــــــــــــت دارم

که همراهم بود در کنار تمام سبز شدنها

تمــــــــــــــام زرد شنــــــــدن هایـــــم

پایـیـــــــــــــــــــــز اســــــــــــــــــت

میــــــــــــــدانم دیگــــر نمی آیی

میـــــــــــــــــدانــــــــــــــــم!!!

 



 می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است  . .

 

 

گوش کن.... صدای نفسهای پاییزرامیشنوی؟؟؟

و این زیباترین فصل خدا مییاد...

غم واندوههایت را به برگهای درختان آویزان کن...

چندروزدیگرمیریزند...

پاییزدرراه است...اندکی ازمهرپیداست...

حتی دراین دوران بی مهری ،بازهم پاییززیباست مهرتان افزون،پاییزتان خجسته...

بـِــﮧ سَـلـامـَتـﮯِ اونـایـﮯ ڪـﮧ مُـخـاطـَبِ خـاصـِشـون خـُداسـت
بـِــﮧ سـَلـامـَتـﮯِِ اونـایﮯِ ڪـﮧ شـَبـا بـِــﮧ خـُـدا شـَب بـِخـیـر مـیـگـَن
سـَلـامـَتـﮯِِ اونـایـﮯِِ ڪـﮧ صُـبـح بـایـادِخـُدا ازخـواب بیــدارمـیـشـَن
سـَلـامـَتـﮯِِ اونـایـﮯِِ ڪـﮧ خـُدا هـَمـﮧ دارُ نـَدارِشــونـﮧ
بِـبـیـن مـَنـونـیـگـا ؟! آره ...
بـﮧ سـَلـامـَتـﮯِِ مَـن ، سـَلـامـَتـﮯِِِ تـــو ...

   

http://up.befun.ir/up/befun/Pictures/214.jpg 

 

طناب دار جلو چشام

 

یه چهار پایه چوبی کهنه میرقصه زیر پاهام

 

رفیقام قاطی دشمنام،

 

نمیشه تشخیص دادشون از هم

 

مثل ضربه هایی که زده بودم

 

نا منظم و پشت سر هم

 

میاد جلو یه نفر با یه پارچه رو سر

 

یه ادم ترسو که داره فکرای زیادی توی سر

 

نگاهش قفل تو چشام

 

خالی میشه زیر پاهام

 

یکم سر و صدا

 

تــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــام

 

 

 

موقع خريد لباسهاي پاييزي دقت کنيد! لباسهايي بخريد با جيبهايي به اندازه دو دست . . .

شايد همين پاييز عاشق شديد ! پيشاپيش پاييزتان مبارک ... 

 

+دلم هوای مدرسه دوره ی راهنمایی روکرده که خیلی شلوغی میکردیم

یادش بخیر من که شلوغ کلاس بودم منو نماینده میکردند ویکی روبپا میزاشتیم دم کلاس اگه مدیریامعلمی اومد خبر کنه من رو میز میشستم و بقیه بچه ها یکی میزد چندتایی هم وسط قر میدادند یادمه اهنگ دی جی مریم رومیخوندیم منم عاشق اهنگ من برات بیس میزنم توبرام ناز میکنی و ....

ولی بعضی از بچه هاهم زیرابی میرفتن و چندتا نشون کرده بین پسرا داشتن ولی نمیدونم چرا من اهل اینا نبودم همش یه ترسی داشتم میگن از قدیم همیشه جان هرکی که میترسه سالم میمونه راسته

درسته سالم موندیم با بقیه بچه ها ولی الان بعد چندسال نتیجش شد خوشبختیه اونا

هفته پیش بادوستم تو کتابخونه درددل میکردم میگفت شاگردای ساکت کلاس همشون زیرابی رفتن یعنی بااینکه دوره مدرسه دوست پسر داشتن والانم با یه غریبه ازدواج کردن خوش بختترینن بهش گفتم منم شاگرد شلوغ مدرسه بودم هنوزه هنوزه نه تغییر قیافه دادم نه عوض شدم از روز قبل هم افسرده تر

نمیدونم شاید ذهنتون بره به منحرف ها ولی نه من نه از فامیل شانس اوردم نه از همسایه نه از بقیه فقط شاید تو بین دوستام50درصد شانس اوردم وبقیه هیچ

شاید بگین به بی خیالی بزن ولی نه نمیشه هیچی ادم رو دوست نداره همه دشمن شدن و شدن دشمن خونین کاریم نکردیماااا وبدشون میاد

الانم فقط دردودل بود کاش نمینوشتم دوست دارم حرفای دلتون روبفهمم

خب دیگه برم به بقیه وبا سر بزنم

 

 

+ تاريخ 13 Sep 2014ساعت 7:45 بعد از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





 

 

 

 

هوا آرام
شب خاموش
راه ِآسمان ها باز

خيالم
چون کبوترهاي وحشي مي کند پرواز
رَوَد آنجا
که مي بافند کولي هاي جادو، گيسوي شب را

تنم را
از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
برايت شعر خواهم خواند
برايم شعر خواهي خواند

تبسم هاي شيرين تورا با بوسه خواهم چيد
وگر بختم کند ياري
در آغوش تو
اي افسوس
سياهي تار مي بندد
چراغ ِماه
لرزان از نسيم سرد پاييز است



هوا آرام
شب خاموش
راه آسمان ها باز
زمان
در بستر شب خواب و بيدار است*

 

 

+ تاريخ 13 Sep 2014ساعت 7:10 بعد از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |





عکس حنابندون رعنا دختر همسایمون


ادامه مطلب
+ تاريخ 9 Sep 2014ساعت 10:55 قبل از ظهر نويسنده ღღ نازنین زهرا ღღ |